محمد حسن خان اعتماد السلطنه

97

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

اين چه كان زر و سيم است كه در وقت نوال * جود يك روزهء او هرچه به كان سيم و زر است چه سحابى است همايون كه ز پس باريدن * دائم از رشحهء آن مزرع آمال تر است كيست اين جمله كه گفتى و از اين جمله فزون * خان عالى نسب و والى والاگهر است ناصر الملة و الملك امين الدوله * كش دو صد بنده چو گردون ز غلامان در است صاحب العزة و المجد معين المله * آن‌كه عفو و سخطش واسطهء خيروشر است اى خداوند فلك رتبه كه از حسرت تو * خصم را روز و شبان خون جگر ماحضر است قامت قدر ترا اطلس گردون جامه * نه كه بر جامهء او اطلس چرخ آستر است وصف انصاف تو با خلق جهان مىگفتيم * بحر و كان جلوه نمودند كه بيدادگر است آن يكى گفت كه سودم همه از وى بزيان * و آن دگر گفت كه نفعم همه از وى ضرر است گيرم به منصب تو رسد خصم تيره‌روز * شمشير رستمى به كف زال سوزن است بهر نظام ملك خدا راست چون توئى * جاويدمان كه مادر گيتى سترون است ميرزا محمد نجومى ، قصيدهء براى او سروده و توصيف اسب او را نموده است چند بيتى در اينجا نگارش مىرود :